|
مونالیزای آقای بن لادن
سیم خاردارها خیلی کند بودند و بیشتر شبیه سیمهای برق(برق گرفتگی/شلاق) تنت را سیاه می کردند، خونت را برای خودت نگه دار؛ چاقوی کند آشپزخانه هم گلوت را نمی برید. سرت را در حلزونت فرو ببر. که آنقدر فرو رفتی که عشق طعم معده ی خالی حلزون می داد؟ آن وقت می نشست روبروی آینه، روبروی صندلی دو نفره اش. هی پسر! نامت را روی درختهای بهشت می کنم. این درختها، این جویهای شیر و عسل؛ دارم خیلی چاق می شوم.
+
حبيب محمدزاده
|
بدون سر به دنیا آمد. حتی بدون دنیا. اما چشم داشت و می توانست آنها را باز نگه دارد. بعد از جنگ که حدودن سه دقیقه طول کشید و با همان سرعت شروع کرده بودیم به تولید مثل تا همه چیز را مرتب کنیم، داشت سبزیجات خرد می کرد که تصادفن خرخره اش را جوید؛ داشت غذا می پخت که تصادفن سوخت. تقریبن نشسته بود و هیزتر از قبل به زنها نگاه می کرد. همه ی آنهایی که فرشته دارند می دانند که اتومبیلشان بال دارد و بهتر است فرشته ها را به همان جایی که بودند برگردانند.همیشه اولین نفر که وارد اتاق می شود تنهاست.
+
حبيب محمدزاده
|
گاهی از درون می میرم. زبانم، تکه یی گوشت مرده است که در دهان دارم. ناخنهای مرده ام را نیز می جوم. آدم باید خیلی کافر باشد که در هند با سه میلیون خدا کافر باشد. خدای بد! به درک اصلن/ که از جهنم خود رفتی/ مرا غریب رها کردی/ که هیزم تر خود باشم/ آسمان پلکهای خود را بست، چشم آبیش تیره شد از ابر. ابرها خوابهای پی در پی، ابرها شب که شد شب ادراری. این لامپ، داغ بود از اول، مرا ببر/ من تنگم است، لامپ که جای من و تو نیست.
+
حبيب محمدزاده
|
۱)ميان بوته هاي چاي پنهانت كرده اند و ۲)سنگ سياه در ۲)چشم تو مي گريند. چه كهنه دم و تلخ مي گريند. استكان كمر باريكت را از ميزهاي کافه جمع مي كنم و از يقه ام مي اندازم زير زيرپوشم. کافه چي با مشت مي زند توي دلم. چه ساده مي شكني، چه ساده دست به خون من مي زني. ۳)گفتي اصلن به درد دوست داشتن نمي خورم و بعد از آن همه احتياط به اشتباه انداختمت و هيچ وقت در مزارع چاي نبوده اي و هيچ وقت به اين تلخي نگريسته اي. ۴)شايد همين طور باشد اما اين دكتر ديوانه دارد تكه هاي تو را از دلم بيرون مي كشد و همه ي راه هاي برگشت را با نخ بخيه مي بندد. تكه هاي استكان را به دست مي گيرم و مي فشارم، دستت را مي گيرم و به جاهاي خوشبخت مي برم. جاهايي كه هيچ قرص آرام بخشي نمي برد. ۵سال بعد) كمي خوب شده ام و مي توانم عاقلانه فكر كنم: آدم اگر يكدفعه صد تا از اين قرصهاي آرام بخش را بخورد، بعد از مرگ هم آرام نخواهدشد. ۶)همه ي استكانها را پر از قرص مي كنم، هيچ استكاني با من نمي ميرد. همه را مي شكنم، دستت را، تکه های استکانت را، خرده های استخوانت را، ساقهای جوانت را مي گيرم و به جاهاي خوشبخت مي برم.
+
حبيب محمدزاده
|
وقتي روي خانه ي درختي هستي يا روي قصر لوبياي سحرآميز، هنوز روي زمين هستي. فقط وقتي توي هواپيما بوده اي و چند لحظه پيش آنرا منفجر كرده اند، هنوز روي زمين هستي. مي بيني چقدر زمين بزرگ است و مي توانيم هر جا شد از حال و روزگار هم بپرسيم؟! حتي وقتي به ماه رفته اي و روي طاقچه ي زمين، يا آن طرف ماه و پشت قاب عكسِ روي طاقچه، نشسته اي و دست دراز مي كني سمت دسته كليد. كليد سعدالسعود (نام ستاره یی ست) را مي زني، كليد سماک اعزل را مي زني و لامپ سوخته هيچ وقت روشن نمي شود. چيزهايي را گفتم كه نبايد، که آرزوهاي بزرگ من بود. اما عشق، آرزوي كوچك من: زمين جايي ست به اندازه ي فشار قبر كه همه چيز را در خودش له مي كند، مورچه ها را هم. دستم مثل چاقو فرو مي رود در پهلوم، سرم مثل توپ در جنگ ميان روسيه و گرجستان منفجر مي شود. پاهام از خستگي خرد مي شوند، شايد از غصه، جايي نيست كه بروند. قطار مي آيد و مي رود. اتوبوس مي آيد و مي رود. تو در همه ي ايستگاه هاي جهان منتظرم هستي. همه ي ايستگاه هاي جهان روي سينه ام فشار مي آورند. گوشتها و چربيهاي قلبم مي پاشند به در و ديوار. به ساعتهاي ايستگاه.
+
حبيب محمدزاده
|
|
![]()
زهره سادات طلوع حسيني اتاق سی ان جی شرح ماوقع صفحات گرامافون طرح جلد به نـظر من به اصرار آقاي محمدزاده مجید سعد آبادی فراهاني علي احمدي محمد رمضانی فرخانی محسن رزوان میلاد شکرابی گاهی وقت ها سيد اكبر میر جعفری محمد حسین نعمتی زهرا رئیس السادات فاطمه اختصاری زهره جعفر زاده عبدالرحيم سعيدي راد عماد مهدوی راد زهرا محدثی سید احمد نادمی حسن خندق آبادی سارا ناصرنصیر مریم جعفری محمد حسین ابراهیمی مهدی حسینی محمد كاظم كاظمي بهزاد خواجات مصطفي کارگر فريده دهداران سامره اسدزاده جواد کلیدری شهرام ميرزايي رامین خواجه پور ابوالفضل پاشا حبیب حسن نژاد زهرا معتمدی محمود سنجری محمدرضا شالبافان منيرو رواني پور طیبه حسین زاده سحر صفائیان تيرداد نصري آرش قربانی علی مسعودی نیا شيوا فرازمند جلال جعفری راشد فلاحي ناماجعفری هادي جهان آبادي محمدرضا احمدي مهدي كمالي محمد حسين پور معصومي محمود حبيبي كسبي ليلا ملك محمدي علي سطوتي آرش اله وردي امير قاضي پور رامين عبادتي رامتين زارع سهند عارف محمد حسن نجفي حسين شكر بيگي سردار شمس آوري ضياءالدين ترابي زينت خانوم قاسمي و مهاجر قیروقار روژانو محمدزاده جواد یونسی مینا مومنی پور گلچین شعر گلادیاتور بی سپر محسن گروس عبدالملکیان صابر کاکایی حامد شاملو حبیب پیام صفحه دانشجویی ترمه گلهای مندرس عشق علیه السلام محمدرضا ترکی شمس لنگرودی م موید محمد حقوقی نصراله مردانی سهراب سپهری سید ضیاء قاسمی حمید سهرابی آرش علیزاده شب پره کبیسه رضا عابدین زاده حمیدرضا عرفانی فر مهدی معارف آرش واقع طلب سلمان نعمتی عبدالجبار کاکایی سهیل محمودی حسین محمودی مصطفی مستور سعید بیابانکی یاسر هدایتی پرویز بیگی کاووس حسن لی آرش شفاعی سعید شجاعی سید مهدی موسوی پیاده رو یداله رویایی رضا شنطیا علیرضا آدینه پیام یزدانجو رزا جمالی لیلا کردبچه مزدک پنجه ای شیون فومنی اسداله امرایی صادق هدایت رحیم سلیمانی سعید عاشقی اميد مهدي نژاد عليرضا جعفريان مجید اسطیری مهرداد فلاح علی باباچاهی هرمز علیپور صادق رحمانی احمدرضا احمدی شهاب مقربین آرش نصرت الهی علیرضا مجابی وحید آقاجانی محسن فرجی سودابه امینی حا میم عرفان نظرآهاری سینا علیمحمدی داریوش آشوری powered by BLOGFA.COM |
